خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا از کشور آن پاکدامان دیر میآیدز یوسف بوی پیراهن به کنعان دیر میآید
۲
سواری تند در جولان و شوری نیست در میدانچرا آن شهسوار افکن به میدان دیر میآید
۳
مگر از سیل اشگم پای قاصد در گلست آنجاکه سخت این بار از آن راه بیابان دیر میآید
۴
همانا باد هم خوش کرده منزلگاه جانان راکه بر بالین این بیمار گریان دیر میآید
صفحهٔ ۱ از ۲