خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آیدمن آفتاب ندیدم که ماه ماه برآید
۲
قدم کند از بیم پاس غیر توقفبه من گهی که ازان غمزه قاصد نظر آید
۳
ز ناز داده کمانی به دست غمزه که از ویگزندهتر بود آن تیر که آرمیدهتر آید
۴
قلم چو تیر کند در پیام شخص اشارتبه جنبش مژه از دود دل به هم خبر آید
صفحهٔ ۱ از ۳