شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آیدز مضطرب شدن من زمین به لرزه درآید
۲
به دشت و کوه چو از داغ عشق گریم و نالمز خاک لاله بروید ز سنگ ناله برآید
۳
ز غمزه تیر نگه دیر در کمان نهد آن مهولی هنوز بود در کمان که بر جگر آید
۴
نشانه گم شود از غایت هجوم نظرهاچو تیر غمزه آن شوخ از کمان بدر آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth