شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آیدنخستین رفتن خویشم در آن کو یاد می‌آید
۲
من پا بسته روز وعده‌ات آن مضطرب صیدمکه خود را می‌کشم در قید تا صیاد می‌آید
۳
اگر دیگر مخاطب نیستم پیشش چرا قاصدجواب نامه‌ام می‌آرد و ناشاد می‌آید
۴
به خون ریز من مسکین چو فرمان داده‌ای باریوصیت میکن از من گوش تا جلاد می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth