شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین که من ز تو خود را نموده‌ام بیزارنعوذبالله اگر افتدم به تو سرو کار
۲
هزار جان به جسد آیدم اگر روزیکشی به قدر گناه انتقام از من زار
۳
بسی نماند که از کرده‌های من باشیتو در تعرض و من در مقام استغفار
۴
به شرمساری انگار عاشقی چکنماگر شکنجه زلفت ز من کشد اقرار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth