خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شده ای گل به تو اغیار یاردر دلم افزون شده صد خار خار
۲
ای بت چین جانی و جسم بتانپیش تو بیجان شده دیوار وار
۳
زلف تو تاری به من اول نمودروز من آخر شد از آن تار تار
۴
سوخت تن از سوز تو ای دل بر اورشحهای از دیدهٔ خون بار بار
صفحهٔ ۱ از ۲