شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سروربا آن که قایم است ز من می‌برد به زور
۲
کارم درین بساط به شاهی فتاده استکز اسب کین پیاده نمی‌گردد از غرور
۳
چندم به بزم خود نگذاری چه میشودگر بر بساط شاه کند به یدقی عبور
۴
نزدیک شد فرارم ازین عرصه کز قیاسدر بازی تو ماتی خود دیده‌ام ز دور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth