خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق کهن به کوی تو میآردم هنوزواندر صف سگان تو میداردم هنوز
۲
با آن که برده ترک توام حدت از سرشکالماس ریزه از مژه میباردم هنوز
۳
زو دست قطع اشگ که دهقان روزگاردرسینه تخم مهر تو میکاردم هنوز
۴
آزرد جانم از تو ز آزارهای پیشجان سازمش نثار گر آزاردم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲