خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در زمان خط تو بازار فتنه تیزانجام دور حسن تو آغاز رستخیز
۲
جولانی تو راست که جولان ز لعب توصد رستخیز خاسته از هر نشست و خیز
۳
هر روز میکند ز ره دعوی آفتابکشتی حسن با تو قدر لیک در گریز
۴
داده خواص نافه به ناف زمین هواهرگه به جنبش آمده آن زلف مشگبیز
صفحهٔ ۱ از ۲