خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریزکامران بنشین و در کام من ناشاد ریز
۲
گر ز من دارد دلت گردی پس از قتلم بسوزبعد از آن خاکسترم در ره گذار باد ریز
۳
جرعهای زان می که شیرین بهر خسرو کرده صافای فلک کاری کن و در کاسهٔ فرهاد ریز
۴
روز قسمت به اسحاب تربیت یارب که گفتکاین همه باران رد بر اهل استعداد ریز
صفحهٔ ۱ از ۳