خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آشفتهام از خوی تو چندان که مپرستابها دارم از آن زلف پریشان که مپرس
۲
از بتان حال دل گمشده میپرسیدمخندهای کرد نهان آن گل خندان که مپرس
۳
در تب عشق به جان کندن هجران شدهامناامید آن قدر از پرسش جانان که مپرس
۴
محتشم پرسد اگر حال من آن سرو بگوهست لب تشنه پابوس تو چندان که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۱