شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزشز گلیست خار در کف که نچیده‌ام هنوزش
۲
ز لبی است کام جانم چو گلوی شیشه پرخونکه به جرئت تخیل نگزیده‌ام هنوزش
۳
ز شراب لعل یاری شده مشربم دگرگونکه به لب رسیده اما نچشیده‌ام هنوزش
۴
به کشاکشم فکنده سر زلف تابداریکه به سوی خویش یک مو نگشیده‌ام هنوزش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth