خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوشلب از شراب در آتش گل از عرق در جوش
۲
خمار رفته ز سر تازه نشاء از می تلخاثر ز تلخی می در لبان شهدفروش
۳
چو شاخ گل شده کج در میان خانه زیناتاغه از سر دستار میل سر دوش
۴
ز رخش راندنش از ناز در نشیب و فراززمین ز شوق به افغان و آسمان به خروش
صفحهٔ ۱ از ۳