خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر به کوچه بیگانهای فتادم دوشفتاد ناگهم آواز آشنا در گوش
۲
که خوش به بانگ بلند از خواص می میخواستازو دهاده و از اهل بزم نوشانوش
۳
من حزین تن و سر گوش گشته و رفتهز پا تحرک و از تن توان و از دل هوش
۴
ستادم آن قدر آن جا که داد مرغ سحرهزار مرتبه داد خروش و گشت خموش
صفحهٔ ۱ از ۳