شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغبادپای جلوه در زین باد جولان در دماغ
۲
حسن را از چهرهٔ زیبای او گل در طبقعشق را از نرگس شهلای او می در ایاغ
۳
صبر را آتش ز تاب سینها در استخوانعشق را روغن ز مغز استخوانها در چراغ
۴
حسن نوبنیاد شیرین را ظهور اندر ظهوروز برای کوه کن جستن سراغ اندر سراغ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth