خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغشد از خون گرمم شرر بار تیغ
۲
شدم آن چنان کشته او به میلکه از میل من شد خبردار تیغ
۳
نه چابکتری از تو هست ای اجلباو سر فرو آر و بسپار تیغ
۴
چه جائیست کوی تو کانجا مدامز در سنگ بارد ز دیوار تیغ
صفحهٔ ۱ از ۳