خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهد اگرچه برون در بیشمار صدفتو آن دری که برون ناید از هزار صدف
۲
برای چون تو دری شاید ای چکیدهٔ صنعاگر دهان بگشاید هزار بار صدف
۳
عجب که تا به قیامت محیط هستی راگران شود به چنین در شاهوار صدف
۴
توان گرفت بزر ز احترام گوشی راکه در راز تو را باشد ای نگار صدف
صفحهٔ ۱ از ۲