خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دلپیش تو جان به پیشکش آرم چه جای دل
۲
بهر گذار کردنت از غرفههای چشمدرها گشاده بر حرم کبریای دل
۳
بنای صنع بهر تو نامهربان نهاداز آب و خاک مهر و محبت بنای دل
۴
تا شد نگارخانهٔ چشمم تهی ز غیرپیدا شد از برای تو جائی ورای دل
صفحهٔ ۱ از ۲