خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتمسگ کویت به فغان آمد رسوا گشتم
۲
طوطی ناطقهام قوت گفتار نداشتدیدم آئینهٔ روی تو و گویا گشتم
۳
کام جان با خط سبز و لب جانبخش تو بودهرزه عمری ز پی خضر و مسیحا گشتم
۴
چون برم پی به مقام تو گرفتم چو صباپا ز سر کردم و سر تا سر دنیا گشتم
صفحهٔ ۱ از ۲