خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردمغلط بود آن چه من دیدم خطا بود آن چه من کردم
۲
اگر از محنت غربت بمیرم جای آن داردکه بهر چون تو بدخوئی چرا ترک وطن کردم
۳
اگر از تربتم بوی وفا ناید عجب نبودکه خاک پای آن بدمهر را عطر کفن کردم
۴
چو گوی از غم به سر میغلطم و بر خاک میگردمکه خود را از چه سرگردان آن سیمین بد نکردم
صفحهٔ ۱ از ۲