شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخم نگهت نهفته خوردمپنهان نگهی دگر که مردم
۲
شد عقل و زمان مستی آمدخود را به تو این زمان سپردم
۳
تیر نگهم زدی چو پنهانراهی به نوازش تو بردم
۴
می‌گشت لبم خضاب اگر دوشدامن گه گریه می‌فشردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth