خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردمکه میگفت از می و مستی و من انکار میکردم
۲
گنهکارانه ماندم سر به پیش غمزهاش آن دمکه ذکر عشق میکرد و من استغفار میکردم
۳
نمیدیدم به سویش تا نمیشد مدعی غافلبه او عشق نهان خود چنین اظهار میکردم
۴
به چشم رمز گو میکرد سحر اندر جواب منبه ایماعرض شوقی چون به آن پرکار میکردم
صفحهٔ ۱ از ۲