خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدماز همه حسن تو و عشق خود افزون دیدم
۲
در قدح شد چو می عشق فلک حیران ماندزان دلیری که من از رطل گران نوشیدم
۳
پای در ملک محبت چو نهادم اولاز جنون راه سر کوی بلا پرسیدم
۴
عقل در عشق تو انگشت ملامت بر منآن قدر داشت که انگشت نما گردیدم
صفحهٔ ۱ از ۲