شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارمنهان ز خلق لسانی که داشتم ز تو دارم
۲
تو لطفها که به من داشتی فغان که نداریولی من آه و فغانی که داشتم ز تو دارم
۳
مکش به طعنه بی‌دردیم که بر دل غمگینهنوز زخم سنانی که داشتم ز تو دارم
۴
چه سود سرمهٔ آسودگی بدیده کشیدنکه چشم اشک فشانی که داشتم ز تو دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth