شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنمخویش را مشهور سازم یار را رسوا کنم
۲
تا توانم سوخت پنهان کافرم گر آشکارخویش را پروانهٔ آن شمع بی‌پروا کنم
۳
گر دهندم جا به کوی او نه جای خوش دلیستخوش دل آن گه می‌شوم کاندر دل او جا کنم
۴
اهل دل را گفته تا محروم نگذارم ز جورآن قدر بگذار تا منهم دلی پیدا کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth