خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شود ریش درون رخنه گر بیرونمبنمایم به تو کز داغ نهانت چونم
۲
هرچه دارم من مهجور ز عشقت باداروزی غیر به غیر از غم روز افزونم
۳
وصلت ار خاصهٔ عاشق نبود روز جزالیلی از شوق زند نعره که من مجنونم
۴
خونم آمیخته با مهر غیوری که اگربیند این واقعه در خواب بریزد خونم
صفحهٔ ۱ از ۲