شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک می‌بینمبه راهت فرق زرین افسران را خاک می‌بینم
۲
نی‌اند این بوالهوس طبعان آلایش گزین عاشقمنم عاشق که رویت را به چشم پاک می‌بینم
۳
سبک جولان بتی قصد سر این بینوا داردکه از سرهای شاهانش گران فتراک می‌بینم
۴
جمالش ذره ای در صورت قالب نمی‌گنجدبه آن عنوان که من ز آئینهٔ ادراک می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth