خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو دل که محو نرگس جادوفنت شوممستغرق نظاره مردافکنت شوم
۲
چون گشتهای به دشمن ناموس خویش دوستاینست دوست، به که چنان دشمنت شوم
۳
از غیرتم برین که به من نیز این چنینبیقیدوار دوست شوی دشمنت شوم
۴
پا میکشد ز مزرع دل وصل خوشهچینتا غافل از محافظت خرمنت شوم
صفحهٔ ۱ از ۲