شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیمبه مراد دل برسی اگر به مراد خود برسانیم
۲
همه شب چو شمع ستاده‌ام که نشانمت به حریم دلبه حریم دل چه شود اگر بنشینی و بنشانیم
۳
چه کنم نظر به مه دگر که ز دل غم تو رود به درکه ز دیگران دگران شود به تو بیشتر نگرانیم
۴
نیم ارچه وصل تو را سزا به همین خوشم که تو دل رباسگ خویش خوانیم از وفا سوی خویش اگرچه نخوانیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth