خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیمبا قد خم شده طوق سر زنجیر شدیم
۲
در جهان بس که گرفتیم کمر خود چو هلالآخرالامر چو خورشید جهانگیر شدیم
۳
بعد صد چله به قدی چو کمان در ره عشقیکی از خاک نشینان تو چون تیر شدیم
۴
قلعهٔ تن که خطر از سپه تفرقه داشتزان خطر کی به در از رخنهٔ تدبیر شدیم
صفحهٔ ۱ از ۲