خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکنجنون را پیش رو کن عقل را پشت سپه بشکن
۲
مسجد سرو من قدر است کن وز بار عشق آنجاهزاران زاهد صدساله را پشت دو ته بشکن
۳
حصار دل که شاهانند در تسخیر آن عاجزتو زیبا دلستان بستان تو رعنا پادشه بشکن
۴
قضا چون بست به رمه طاق ابرویت زبردستیبیا و طاق دلها را ز ماهی تا به مه بشکن
صفحهٔ ۱ از ۳