شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از منگره گردیده حرفی در دل او گوئیا از من
۲
زبانش خامش از شرم ولبش در جنبش از خوبینمی‌دانم چه در دل دارد آن کان حیا از من
۳
جبین پرچین و دل پرکین سبک کام و گران تمکینز پیشم رفت تا در خاطرش باشد چها از من
۴
مرا هم راز چون با غیر دید و لب گزید آن بتندانستم که پاس راز او می‌داشت یا از من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth