خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاکل که سر نهاده به طرف جبین توصد فتنه میکند به سر نازنین تو
۲
کین منت نشسته به خاطر مگر رقیبحرفی ز کینه ساخته خاطر نشین تو
۳
عمری دمید بر تو دل گرم بافسونوز کین نگشت گرم دل آهنین تو
۴
هشدار ای غزال که صد جا نشستهاندصید افکنان دست هوس در کمین تو
صفحهٔ ۱ از ۲