خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی کرشمهٔ تو را سرمهسای چشم سیاهدو عالمت نگرستن بهای چشم سیاه
۲
دو حاجب تو کمین گاه لشگر فتنهسپردهاند به آن گوشههای چشم سیاه
۳
هزار چشم چو نرگس نهادهاند بتانکه بنگری و شوندت فدای چشم سیاه
۴
ز خواب بستن من آزمود قدرت خویشچو شد به غمزه و شوندت فدای چشم سیاه
صفحهٔ ۱ از ۲