خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مدههمسایه را دردسر از افغان و فریادم مده
۲
از زاری و افغان من گردد دل او سخت ترای گریه بر آبم مران ای آه بر بادم مده
۳
چون میرم و کین منش باقی بود ای بخت بدجز جانب دوزخ صلا زین محنت آبادم مده
۴
زین سان که آن نامهربان شاد است از ناشادیمگر مهربانی ای فلک هرگز دل شادم مده
صفحهٔ ۱ از ۲