شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پند گوی تو چه‌ها تا به تو فهمانیدهکز منت باز به این مرتبه رنجانیده
۲
ز آتش سرکش قهرت ز تو رو گردانستعاشق روی ز شمشیر نگردانیده
۳
زان نگه قافلهٔ صبر گریزان وز پیمژه‌ها تیغ در آن قافله خوابانیده
۴
مژه بیش از مدد ابرویش از دل گذرانتیر پران و کمان گوشه نجنبانیده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth