خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی باز جرعه نوش ز جام که بودهایصد کام تلخ کرده به کام که بودهای
۲
آنجا که بود بهر تو در خاک دامهادام که پاره کرده و رام که بودهای
۳
آنجا که جستهاند تو را چون هلال عیدبرقع گشودهٔ ماه تمام که بودهای
۴
سرگرمیت چو برده به کسب هوا برونخورشیدوار بر در و بام که بودهای
صفحهٔ ۱ از ۲