خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از قید عهد بنده تو خود رسته بودهایعهدی نهفته هم به کسی بسته بودهای
۲
خواب گران صبح خبر داد ازین که دوشدر بزم کرده آن چه توانسته بودهای
۳
مرغ دل آن نبود که ناید به دام توگویا تو بیمحل ز کمین جسته بودهای
۴
آوردهای بپرسش حالم رقیب راخوش ملتفت به حال من خسته بودهای
صفحهٔ ۱ از ۲