شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا به دست غم خود گذاشتی رفتیغم جهان همه بر من گماشتی رفتی
۲
سواد خط مژه‌ام زان فراق نامه ستردکه در وداع بنامم گذاشتی رفتی
۳
دل از وفا به تو می‌داد دست عهد ابدازو تو عهد گسل واگذاشتی رفتی
۴
به غیر حسرت و مردن بری نداد آن تخمکه در زمین دل خسته کاشتی رفتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth