شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادیرقتی و تفرقه را سر به دل من دادی
۲
ملک وصلی که حسد داشت بر او دشمن و دوستیک سر از دوست گرفتی و به دشمن دادی
۳
بر طرف باد گوارائی از آن نعمت وصلکه ز یک شهر گرفتی و به یک تن دادی
۴
غیر من بوی می هر که درین بزم شنیدهمه را گل به بغل نقل به دامن دادی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth