شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزیچو شمع استاده‌ام گریان که خواهد کشتنم روزی
۲
از آن چون کوکبم پیوسته اشک از دیده می‌ریزدکه چون صبح از دلم سر می‌زند مهر دل‌افروزی
۳
نگشتی ماه من هر شب ز برج دیگران طالعاگر بودی من بی‌خانمان را بخت فیروزی
۴
ندارم در شب هجران درون کلبهٔ احزانبه غیر از نالهٔ دم سازی ورای گریهٔ دلسوزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth