خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشیهمتی یاران که خود را میزنم برآتشی
۲
همچو خاشاکی که بادش در رباید ناگهانخواهد از جاکندنم جولان تازی ابرشی
۳
ناوکی کامروز دارم این قدرها زخم ازوخواهد آوردن قضا فرد ابروان از ترکشی
۴
توبههای مستی عشقم خطر دارد که بازپیش لب آورده دورانم شراب بیغشی
صفحهٔ ۱ از ۲