خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشیدر عنان گیری عمر گذرانش باشی
۲
یارب آن چشم که باشد که تو با این همه شرممحرم راز نگههای نهانش باشی
۳
حال دهشت زدهای خوش که دم عرض سخندر سخنبندی حیرت تو زبانش باشی
۴
میرم از رشک زیانکاری جان باختهایکه تو سود وی و تاوان زیانش باشی
صفحهٔ ۱ از ۴