خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگیغلطان به خاک احباب را اشگی به آن پالودگی
۲
مجنون چو افشاند آستین بر وصل تا روز جزادامان لیلی پاک ماند از تهمت آلودگی
۳
نازش برای عشوه ای صد لابه میفرمایدمصورت نمیبندد دگر نازی به این فرمودگی
۴
از دیدن او پندگو یکباره منعم میکنددر عمر خود نشنیدهام پندی به این بیهودگی
صفحهٔ ۱ از ۲