خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساربان بر ناقه میبندد به سرعت محملیچون جرس ز اندیشه در بر میتپد نالان دلی
۲
محمل آرائیست یکجا گرم با صد آب و تابجای دیگر آه سرد و گریهٔ بیحاصلی
۳
یک طرف در نیت پرواز باز جان شکاریک طرف در اضطراب مرگ مرغ بسملی
۴
شهر ویران کردهای را باد صحرا در دماغباد در کف چون گل از وی بیدلی پا در گلی
صفحهٔ ۱ از ۲