خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانیز چه دل گران نباشم که تو یار دیگرانی
۲
دل و دیده نیست ممکن که شوند سیر از توکه شراب بیخماری و بهار بیخزانی
۳
به ره وداد چندان که من قدیم پیمانز وفا گران رکابم تو صنم سبک عنانی
۴
ز برای صید جانها چو شکار پیشه ترکانز نگاه در کمینی ز کرشمه در کمانی
صفحهٔ ۱ از ۳