شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این است که خوار و زارم از ویدرهم شده کار و بارم از وی
۲
این است که در جهان به صدرنگگردیده خزان بهارم از وی
۳
اینست آن که امروزافسانهٔ روزگارم از وی
۴
تا پای حیات من نلغزدمن دست هوس ندارم از وی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth