شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین رالب فرهاد نبوسید لب شیرین را
۲
صدهزاران دل دیوانه به زنجیر کشمگر به چنگ آورم آن سلسلهٔ پرچین را
۳
گر شبی حلقهٔ آن طره مشکین گیرممو به مو عرضه دهم حال دل مسکین را
۴
سیم اگر بر زبر سنگ ندیدی هرگزبنگر آن سینهٔ سیمین و دل سنگین را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth