خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اولم رام نمودی به دل آرامیهاآخرم سوختی از حسرت ناکامیها
۲
تو و نوشیدن پیمانه و خشنودی دلمن وخاک در میخانه و بدنامیها
۳
چشم سر مست تو تا ساقی هشیاران استکی توان دست کشید از قدح آشامیها
۴
قدمی رنجه کن ای سرو سمن ساق به باغتاصنوبر نزند لاف خوش اندامی ها
صفحهٔ ۱ از ۲