خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمری که صرف عشق نگردد بطالت استراهی که رو به دوست ندارد ضلالت است
۲
من مجرم محبت و دوزخ فراق یارواه درون به صدق مقالم دلالت است
۳
گیرم به خون دیده نویسم رساله راکس را در آن حریم چه حد رسالت است
۴
در عمر خود به هیچ قناعت نمودهامتا روزیم به تنگ دهانش حوالت است
صفحهٔ ۱ از ۳